|
ظهره های زمستان را دوست دارد،ظهرهای پاییز را هم دوست دارد . اصلن نمی فهمد چطور ظهر پیچ می خورد دور غروب و شب می شود ظهرهای پاییز و زمستان مثل ظهرهای بهار و تابستان نیست که آدم ها از خانه بیرون نمی آیند به غیر از جمعه و روزهای تعطیل همه چیز پاییز و زمستان را دوست دارد ،پیاده رو
پیاده رو یکم دست چپ را گذاشت زیر چانه و آهی کشید و گفت که طاقت نمی
آورد. زن بعد از چند نفر دیگر از درکافی شاپ خارج شد و بین شلوغی مضطرب پیاده رو
گم شد. باد سردی وزید و چند برگ خشکیده ای چنار را داخل جوی آب انداخت. شب که بادهای پاییزی تازه بر پیاده رو گذشت شاخه های بی برگ دو درخت چنار خود را به هم ساییدند و مردی را دیدند که آرام وروزنامه به بغل ازپیاده رو می گذرد.
|
About![]()
بر همه چيزی کتابت بُوَد ، Archivesآبان 1387شهریور 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 Specific
|